شما اینجا هستید : خانه  »  دانلود فیلمدانلود فیلم ایرانیدانلود فیلم های ایرانی جدید   »   دانلود فیلم ایرانی بمب یک عاشقانه

دانلود فیلم ایرانی بمب یک عاشقانه

دانلود فیلم ایرانی بمب یک عاشقانه

دانلود فیلم ایرانی بمب؛ یک عاشقانه با لینک مستقیم

(در صورت نارضایتی صاحب اثر لینک دانلود حذف می شود)

بزودی

دانلود فیلم ایرانی بمب یک عاشقانه

نام فیلم : بمب یک عاشقانه
ژانر :حادثه ای ،دفاع مقدس ،عاشقانه
کارگردان : پیمان معادی
نویسنده : پیمان معادی
بازیگران : حبیب رضایی ,لیلا حاتمی ,سیامک انصاری ,سیامک صفری ,پیمان معادی ,بهادر مالکی ,رامین پورایمان ,معصومه قاسمی‌پور
محصول کشور : ایران
سال تولید : ۱۳۹۷
زبان : فارسی
کیفیت : بالا
خلاصه داستان :در میانه‌ی سال‌های جنگ و در اوج بمباران‌های تهران، روزگار با بیم و ترس می‌گذرد. اما عشق و دل‌دادگی و زندگی و امید، هراس ملموس مرگ را به فراموشی می‌سپارد؛ رفتگان در کلماتِ زندگان تکرار می‌شوند. مرگ، سؤال مطلق است و عشق، ابهام مکرر. «بمب؛ یک عاشقانه» با کورسوی امیدبخش زندگی کار دارد نه با سیاهی مطلق مرگ.

توضیحات بیشتر در مورد فیلم ایرانی بمب؛ یک عاشقانه

ایرج (پیمان معادی) و میترا (لیلا حاتمی) زن و شوهری فرهنگی هستند که در تهران سال ۶۶ و در میانه بمباران‌ها دچار سردی شده اند و قهر کرده‌اند. آن ها آن قدر به انتها رسیده اند که حتی پس از شنیدن صدای آژیر قرمز هم به پناهگاه نمی‌روند و چیزی برای از دست دادن ندارند. از طرفی یکی از شاگردان ایرج در نوجوانی عاشق دختر همسایه شده است و…

مطابق آن چه که از سینمای معادی دیده بودیم به طورخاص تنها کاری که پیش از «بمب» ساخته بود؛ «برف روی کاج ها»، انتظار چنین فیلم کم اتفاق و کند و با آدم های کم حرف و سکوت های ممتدی داشتیم. معادی علاقه خودش را به درام های کم حرف روانشناسانه و اصولا علاقه اش به فردیت های مبهم را نشان داده و حالا با دومین کارش ثابت می‌کند که شیفته چنین سینمایی است. اما ساختن چنین سینمایی چه الزاماتی دارد؟ آیا صرف یک فضاسازی قدرتمند می تواند اتمسفر بسازد و بار کمبودهای روایی را به دوش بکشد؟

داستان «بمب» در سال ۶۶ می گذرد. برای تصویر کردن تهران آن روزها چه چیزهایی نیاز است؟ آیا باید تصویرگر یک دهه ۶۰ واقعی باشیم و یا چون آثاری مثل «نهنگ عنبر» برداشتی فانتزی و دست چین شده از دهه شصت داشته باشیم؟ آیا «بمب» اشتباهات «آباجان» را تکرار نکرده است؟

برای روشن تر شدن ماجرا ارجاعتان می‌دهم به اولین سکانس خارجی «بمب»؛ جایی که لیلا حاتمی از خیابان می گذرد، در قاب چه چیزهایی می‌بینیم؟ یک باجه تلفن زرد رنگ، یک خانم با مانتویی بلند، زنی چادری با زنبیل قرمز، دوربینی که با فیلتری زرد رنگ کمی تصویر را نوستالوژیک کرده، یک آرایشگاه که با فونتی مخصوص دکان های آن دهه قرار است فضا ساز باشد، پیکان و.. در «بمب» انباشت عناصر و اشیای آن دهه در هر نمای خارجی احساس چیدمانی مصنوعی به بیننده می‌دهد.

همان کاری که هاتف علیمردانی در «آباجان» کرده بود و به درستی نقد شده بود. اگر در «نهنگ عنبر»، سامان مقدم این همه عناصر را کنار هم می چیند، ساختار فیلم این اجازه را می دهد.آن جا با یک کمدی طرف هستیم که عناصر را در خدمت خلق موقعیت می گیرد و قرار نیست اتمسفر دراماتیکی ایجاد شود. برخلاف «بمب» که نسبتش با رئالیسم خیلی مستقیم‌تر است، اینجا که قرار نیست فانتزی ببینیم.

حبیب رضایی بازیگر فیلم هم در این نشست گفت: «در طول دو سال گذشته، من شاهد روند این فیلم بودم. مثل پیمان من هم در مدرسه بسیار کتک می‌خوردم. وقتی درمورد شخصیت‌ها حرف می‌زدیم پیمان پیشنهاد داد که این نقش را بازی کنم و قبول کردم. این هفدهمین سال دوستی من و پیمان است و طی این سال‌ها بارها باهم درمورد سینما اتود زدیم و حرف زدیم. این همکاری تازه هم هیچ اتفاق عجیبی برایم نبود و مثل همه کارهای دیگری بود که انجام دادیم.»

پیمان معادی هم در ادامه حرف‌های رضایی گفت: «من بخش بزرگی از فیلمنامه «بمب؛ یک عاشقانه» را مدیون حبیب رضایی هستم.»

ارشیا عبدالهی، بازیگر فیلم نیز در این نشست گفت: «من سه بار تست دادم تا بالاخره قبول شدم. برای من تجربه خیلی بزرگی بود که با آقای پیمان معادی و حبیب رضایی و خانم لیلا حاتمی بازی کردم. فکر نکنم دیگر چنین تجربه‌ای برایم اتفاق بیفتد.»

پیمان معادی در ادامه به تولید مستقل فیلم خود اشاره کرد و گفت: «من هیچ وقت نه سفارشی می‌نویسم و نه تا حالا نوشته‌ام. در زمان ساخت «بمب؛ یک عاشقانه» هم چندین نهاد که فیلم‌های بزرگی را در این جشنواره سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ به من لطف داشتند از جمله سازمان اوج، شهرداری و فارابی اما همیشه دوست داشتم مستقل باشم. برای همین تا به حال یک کلمه در این فیلم به خواست هیچ نهادی و هیچ ارگانی اضافه نشده است.»

کارگردان «بمب؛ یک عاشقانه» درباره موسیقی متن فیلم هم توضیح داد: «من همیشه کارهای النی کارایندرو را خیلی دوست داشتم. حتی وقتی درمورد نقش با خانم حاتمی حرف می‌زدم، موسیقی‌های خانم کارایندرو را برایشان می‌فرستادم تا بگویم حال و احوال فیلم چگونه است. این افتخار همکاری به سبب حضور من به عنوان داور در یک فستیوال در یونان بود. آنجا توانستم با او ارتباط بگیرم… او بعد از مرگ آنجلوپلوس خیلی سخت‌گیر بود و کار نمی‌کرد اما به طرز عجیبی فیلم را دوست داشت و امروز روابط عجیبی با هم داریم… می‌توانم بگویم مثل خاله من شده و زنگ می‌زند و حال بچه‌هایم را می‌پرسد…»

نظرات

  • نظرات پس از تایید مدیریت نمایش داده خواهند شد.
  • لطفا نظرات خود را بصورت فارسی تایپ کنید.
منتشر شده : ۰ در حال بررسی : 0