شما اینجا هستید : خانه  »  دسته‌بندی نشده   »   دانلود آهنگ رستار به نام اشارت

دانلود آهنگ رستار به نام اشارت

دانلود آهنگ رستار به نام اشارت

دانلود آهنگ جدید رستار به نام اشارت

آهنگ جدید اشارت از رستار

Download New music By Rastaar Called Esharat

دانلود آهنگ رستار به نام اشارت

متن آهنگ رستار به نام اشارت

کد آهنگ رستار به نام اشارت برای وبلاگ

هم اکنون میتوانید آهنگ جدید رستار را از قلب آهنگ به صورت آنلاین گوش کنید و یا با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ دانلود نمایید

متن آهنگ های آهنگ رستار اشارت

هزاران سال قبل.. یه روزی .. یه رازی از یه جایی ساخته شد
تو قلبِ مشرق زمین یه نهالی کاشته شد

نهالی از حق
به حکم آزادگی و رهایی از جهل

برای یافتن اسرار وحدت
برای ساختن اهداف برتر

رازی که از نسیم وعده های غیب بود
راهی که هم مسیر حلقه های عشق بود

پلکان طریقتش نردبان سیر بود
برای رفتن و رسیدن به قصد خالق رهسپار لحظه های عشق شدم
به نوعی غرق کار پرده های غیب شدم
دل بیتابو زدم بر سر این راه دراز
چه شبایی که به صبح رسیده با راز و نیاز
آنچنان در هوای کوی عشق زار زدم
که سرآغاز مرا از رَهِ ایثار زدن

من درین دار جفا عشق و صفا میبینم
در خرابات و خفا مهرو وفا میبینم
سالها شد که ازین جام می ناب زدم
با که گویم که درین پرده چه ها میبینم
قرنها رفت ولی هیچ کسی هیچ نگفت
که چرا انسان آمد ولی هیچ نبرد
چون ازین دنیا …. چون درین دوران
در پی عشق نبود .. زیر گنبد کبود
غیر تعداد کمی اهل دلی بیش نبود ..
که به جز گنج درون عبادتش هیچ نبود
و در پی تحقق اصل الهی بود
بدنبال تجلی نور خدایی بود تا که
بذر مهر و بکاره توی قلب سرزمینش
حرف عشقو بیاره توی بحث هر قبیله
چرا که عشق واسه هر نژادی حرف داره
نه مثل عقایدی که هر کوچه فرق داره
مگه خدا همون خدای واحد نیست
پس چرا ادیانش با هم دیگه جنگ داره
حتی سبک پرستشِ هر قومی فرق داره
همشونم میگن آئین ما حق داره
مگه خدا میونِ خلقتش فرق داره

همگی از یه خالق.. همگی از یه واحد خلق شدیم
یه باره غرق شدیم توی اوج خودپرستی طَرد شدیم
وقتی که در پی تکلیف جنگ بودیم
وقتی که به دنبال تعیین مرز بودیم
وقتی که در انجام تشویق بَد بودیم
هر جا که علم پیشرفت کرد رفتیم
غافل از اصلمون رفتیم و دور شدیم
یه جاده رو به رو و راننده کور شدیم
فراری ز نور شدیم. حلق آویز پول شدیم
خراب و گمراهِ اراجیفِ پوچ شدیم

حالا موندیم میون دوراهیِ حق و باطل
که باز نفس داره نقش میاد
که تو رو از وصالت دور کنه جهل بیاد
به جاش حسادت و دشمنی و درد بیاد
ابزار اصلیش.. نا امیدیه توئه
اهداف قطعیش.. بزرگ نماییه کل مشکلات
فریب حُقه بازه یه غریب خوش لباسه
نگاه نکن.. به زرق و برقِ قُرصِ ماهش
که تو رو میکشونه به طرفش بی اراده
بنای عهد اصیل استوار به عزم رمیم کن دوباره مثل قدیم
مبادا مثل اسیر توی چنگ خواب باشی
مبادا مثل کاه توی دست باد باشی
تو این زندگی رو ساختی که توش شاد باشی
شاد باشی

نظرات

  • نظرات پس از تایید مدیریت نمایش داده خواهند شد.
  • لطفا نظرات خود را بصورت فارسی تایپ کنید.
منتشر شده : ۲ در حال بررسی : 0

  • بی نام گفت:

    متن شعر
    —–
    هزاران سال قبل.. یه روزی .. یه رازی از یه جایی ساخته شد
    تو قلبِ مشرق زمین یه نهالی کاشته شد

    نهالی از حق
    به حکم آزادگی و رهایی از جهل

    برای یافتن اسرار وحدت
    برای ساختن اهداف برتر

    رازی که از نسیم وعده های غیب بود
    راهی که هم مسیر حلقه های عشق بود

    پلکان طریقتش نردبان سیر بود
    برای رفتن و رسیدن به قصد خالق رهسپار لحظه های عشق شدم
    به نوعی غرق کار پرده های غیب شدم
    دل بیتابو زدم بر سر این راه دراز
    چه شبایی که به صبح رسیده با راز و نیاز
    آنچنان در هوای کوی عشق زار زدم
    که سرآغاز مرا از رَهِ ایثار زدن

    من درین دار جفا عشق و صفا میبینم
    در خرابات و خفا مهرو وفا میبینم
    سالها شد که ازین جام می ناب زدم
    با که گویم که درین پرده چه ها میبینم
    قرنها رفت ولی هیچ کسی هیچ نگفت
    که چرا انسان آمد ولی هیچ نبرد
    چون ازین دنیا …. چون درین دوران
    در پی عشق نبود .. زیر گنبد کبود
    غیر تعداد کمی اهل دلی بیش نبود ..
    که به جز گنج درون عبادتش هیچ نبود
    و در پی تحقق اصل الهی بود
    بدنبال تجلی نور خدایی بود تا که
    بذر مهر و بکاره توی قلب سرزمینش
    حرف عشقو بیاره توی بحث هر قبیله
    چرا که عشق واسه هر نژادی حرف داره
    نه مثل عقایدی که هر کوچه فرق داره
    مگه خدا همون خدای واحد نیست
    پس چرا ادیانش با هم دیگه جنگ داره
    حتی سبک پرستشِ هر قومی فرق داره
    همشونم میگن آئین ما حق داره
    مگه خدا میونِ خلقتش فرق داره

    همگی از یه خالق.. همگی از یه واحد خلق شدیم
    یه باره غرق شدیم توی اوج خودپرستی طَرد شدیم
    وقتی که در پی تکلیف جنگ بودیم
    وقتی که به دنبال تعیین مرز بودیم
    وقتی که در انجام تشویق بَد بودیم
    هر جا که علم پیشرفت کرد رفتیم
    غافل از اصلمون رفتیم و دور شدیم
    یه جاده رو به رو و راننده کور شدیم
    فراری ز نور شدیم. حلق آویز پول شدیم
    خراب و گمراهِ اراجیفِ پوچ شدیم

    حالا موندیم میون دوراهیِ حق و باطل
    که باز نفس داره نقش میاد
    که تو رو از وصالت دور کنه جهل بیاد
    به جاش حسادت و دشمنی و درد بیاد
    ابزار اصلیش.. نا امیدیه توئه
    اهداف قطعیش.. بزرگ نماییه کل مشکلات
    فریب حُقه بازه یه غریب خوش لباسه
    نگاه نکن.. به زرق و برقِ قُرصِ ماهش
    که تو رو میکشونه به طرفش بی اراده
    بنای عهد اصیل استوار به عزم رمیم کن دوباره مثل قدیم
    مبادا مثل اسیر توی چنگ خواب باشی
    مبادا مثل کاه توی دست باد باشی
    تو این زندگی رو ساختی که توش شاد باشی
    شاد باشی